تبلیغات
علی علیه السلام و زیارت جامعه کبیره - شرح زیارت جامعه کبیره _ پیشگفتار ( سخن جانگداز و نیمه تمام امام جواد علیه السلام )
علی علیه السلام و زیارت جامعه کبیره

درباره وبلاگ

اساتید بزرگوار و گرامی . سلام علیکم . این وبلاگ صرفاً به شرح زیارت جامعه کبیره اختصاص دارد . و پست ها به ترتیب با هم مرتبط می باشد لذا هر خواننده ای که قصد مطالعه مطالب این وبلاگ را دارد برای نتیجه گیری ملزم به مطالعه مطالب قبلی نیز می باشد . یکی دیگر از ویژگی های این وبلاگ عنوان بندی و تقسیم بندی مطالب آن می باشد که هر خواننده ای می تواند بر اساس عناوین تحقیقات مورد علاقه خود را تهیه نماید . خدا رحمت کند زنده یاد دکتر عبدالعلی گویا را و طول عمر با عزت بدهد اساتیدم را که شاید راضی به ذکر نام خود نباشند . اللهم یا فاطر بحق فاطمه عجل لولیک الفرج

مدیر وبلاگ : مجید جعفری

آخرین پست ها

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شرح زیارت جامعه کبیره _ پیشگفتار ( سخن جانگداز و نیمه تمام امام جواد علیه السلام )

« حمد مخصوص خدائی است که ما را از نور خود آفرید و از میان تمام مخلوقاتش برگزید و بر ایشان و بر وحیِ خود امین قرار داد .

ای مردم ، من محمد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی سید العابدین بن الحسین الشهید بن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام ، پسر فاطمه زهرا سلام الله علیها دختر محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم هستم . آیا در همچو منی شک می کنند و بر خداوند و جدم افترا می بندند و مرا به قیافه شناسان عرضه می دارند ؟ به خدا سوگند ، همه پنهانی های آنان و آنچه را در خاطرشان می گذرد می دانم و به خدا سوگند به سرانجام امور همه مردم آگاهم . به حق { سخن } می گویم و به صداقت آن را آشکار می کنم :

خدای تعالی پیش از آفرینش همه مخلوقات و قبل از بنای آسمان ها و زمین ها این مطلب را {به ما } خبر داده است . به خدا سوگند اگر پشتیبانی اهل باطل ، و گمراهیِ فرزندان کفر ، و تهاجم مشرکان و شکّاکان و منافقان بر ما نبود ؛ سخنی می گفتم که اولین و آخرین از آن به شگفت در آیند . »

سخن به اینجا که رسید ، امام جواد ( ع ) دست مبارک را بر دهان نهاد و پس از لحظاتی چند ، فرمود :

« ای محمد ، ساکت باش همان گونه که پیش از این ، پدرانت سکوت کردند . و صبر پیشه کن ، همان گونه که پیامبران اولواالعزم مِنَ الرُّسُل صبر نمودند و در مورد { عذاب } آن ها شتاب مکن تا آنان ، در آن روز آنچه را بِدیشان وعده شده است ببینند و بدانند که گویا ساعتی از روز را بیشتر در این دنیا درنگ ننمودند و این { مواعظ برای کسانی که گوش شنوا دارند } کافی است . آیا بجز گناهکاران کسی هلاک می شود ؟ » و سپس مُهر سکوت بر لبان خود نهاد و جهانی را به انتظار فرو برد .

این عبارات برای هر شیعه ای که اندک غیرت و تعصبی نسبت به علی و آل علی علیهم السلام داشته باشد ، بسیار گران خواهد بود ؛ بخصوص زمانی که از اصل ماجرا آگاه شود . و اصل ماجرا چنین بود :

بسیاری از کسانی که حتی از نزدیکان امام رضا علیه السلام بودند ( برادران آن حضرت ) امام جواد علیه السلام را فرزند امام هشتم علیه السلام نمی دانستند ؛ بلکه او را به غلامی سیاه به نام « سنیف » یا « لؤلؤ » نسبت می دادند . از این رو ، امام جواد علیه السلام را در حالی که بیست و پنج ماهه بود ، به مسجدالحرام بردند و به قیافه شناسانِ آن روزگار عَرضه کردند تا سخن حق را از آنان بشنوند .

قیافه شناسان ، در همان نگاه اول - همان گونه که سحره فرعون در برابر موسی علیه السلام به خاک افتادند و از خداوند طلب آمرزش کردند - در برابر هیبت و عظمت امام جواد علیه السلام به رو درافتادند و گفتند :

« وای بر شما ، آیا چنین ستاره درخشان و چنین نور تابنده ای را بر کسانی چون ما عرضه می کنید ؟ به خدا سوگند که این کودک نژادی پاک و نَسَبی پاکیزه دارد . به خدا سوگند ، او جز در پشتِ پاکان و رَحِم پاکیزگان نبوده است . او جز اینکه فرزند امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام و حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم باشد ، فرزند کس دیگری نیست . بازگردید و از خداوند طلب آمرزش کنید . »

 آنگاه امام جواد علیه السلام مطالب مذکور را که در ابتدای سخن آوردیم بیان فرمودن که خود سند زنده ای است بر شدت غربت و مظلومیت ائمه معصومین علیهم السلام در آن روزگار و ظلمتِ جاهلیتِ مردم آن دیار ؛ مردمی که این نسبت ناروا را به امامِ معصوم خود می دهند و گفته قیافه شناسان را بر « قول » امام هشتم علیه السلام ترجیح می دهند و آن را بر خود حجت می دانند ...

مناقب ، ج 4 ، ص 387