تبلیغات
علی علیه السلام و زیارت جامعه کبیره - پایان بخش اول شرح زیارت جامعه کبیره ، مقدمه _ کثرت ذکر تکبیر _
علی علیه السلام و زیارت جامعه کبیره

درباره وبلاگ

اساتید بزرگوار و گرامی . سلام علیکم . این وبلاگ صرفاً به شرح زیارت جامعه کبیره اختصاص دارد . و پست ها به ترتیب با هم مرتبط می باشد لذا هر خواننده ای که قصد مطالعه مطالب این وبلاگ را دارد برای نتیجه گیری ملزم به مطالعه مطالب قبلی نیز می باشد . یکی دیگر از ویژگی های این وبلاگ عنوان بندی و تقسیم بندی مطالب آن می باشد که هر خواننده ای می تواند بر اساس عناوین تحقیقات مورد علاقه خود را تهیه نماید . خدا رحمت کند زنده یاد دکتر عبدالعلی گویا را و طول عمر با عزت بدهد اساتیدم را که شاید راضی به ذکر نام خود نباشند . اللهم یا فاطر بحق فاطمه عجل لولیک الفرج

مدیر وبلاگ : مجید جعفری

آخرین پست ها

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پایان بخش اول شرح زیارت جامعه کبیره ، مقدمه _ کثرت ذکر تکبیر _

در نماز میّت ، روش ما شیعیان به تبعیت از رسول خدا ( ص ) گفتن پنج تکبیر برای مؤمنین می باشد . ولی گهگاه و در صحنه هائی دیده شده که پیامبر ( ص ) و علی ( ع ) بر بعضی از اصحاب و یاران خود ، بیش از پنج تکبیر گفته اند . به عنوان نمونه ، رسول خدا ( ص ) بر حمزه سید الشهدا هفتاد تکبیر گفته و علی ( ع ) نیز بر سهل بن حنیف _ که از اصحاب بدر و از دوستان حضرتش می باشد ، و در نهج البلاغه نیز نسبت به ایشان و برادر ایشان مطالبی دیده می شود _ بیست و پنج تکبیر فرموده اند .

مطالب فوق ، ترجمه آزادی از احادیثی است که شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه نقل کرده است که متن آن را ذیلاً می آوریم :

" وَ كَبَّرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله علیه و آله عَلى حَمزَةَ سَبعینَ تَكبیرَةً وَ كَبَّرَ عَلِیٌّ صلوات الله علیه عَلى سَهلِ بنِ حُنَیفٍ خَمساً وَ عِشرینَ تَكبیرَةً وَ قالَ أبو جَعفرٍ صلوات الله علیه كانَ أمیرُ المُؤمنینَ یُكَبِّرُ خَمساً خَمساً كانَ إذا أدرَكَهُ النَّاسُ قالوا: یا أمیرَ المؤمنینَ لَم نُدرِكِ الصَّلاةَ عَلى سَهلِ بنِ حُنَیفٍ، فَیَضَعُهُ فَیُكَبِّرُ عَلَیهِ خَمساً حَتَّى انتَهى إلى قَبرِهِ خَمسَ مَرّاتٍ ". ( من لا یحضره الفقیه ، ج 1 ، ص 164 و 165 ، ح 468_ 470 )

« رسول خدا ( ص ) بر حمزه سیدالشهدا هفتاد تکبیر فرمود و علی ( ع ) بر سهل بن حنیف بیست و پنج تکبیر ، و امام باقر ( ع ) فرمود : امیرالمؤمنین ( ع ) پنج بار پنج بار تکبیر می فرمود [ بدین صورت که ] وقتی مردم خدمت آن حضرت می رسیدند و عرض می کردند : یا امیرالمؤمنین ، ما به نماز بر سهل بن حنیف نرسیدیم ، علی ( ع ) جنازه را بر زمین می گذاشت و بر او پنج بار دیگر تکبیر می فرمود تا اینکه به سر قبرش رسیدند و پنج بار این کار را انجام داد . »

لازم به تذکر است که این سؤال در موقعیت و مقامی از امام باقر علیه السلام پرسیده شده است که ظاهراً باعث شده ایشان این گونه پاسخ بفرمایند .

با این وجود ، کسی در زمان رسول خدا ( ص ) و همچنین در زمان ائمه معصومین علیهم السلام سؤال ننموده است که به چه علت بر حضرت حمزه هفتاد تکبیر گفته شده است . ولی ما می توانیم توجیه نمائیم که علت گفتن هفتاد تکبیر ، اجمالاً عظمت حضرت حمزه سیدالشهدا را می رساند . و در مورد سهل بن حنیف نیز شاید دلایل مشابهی وجود داشته باشد . ( 1 )

اگر خوانندگان عزیز در قضاوت عجله نکنند ، می توان از خطبه تطنجیه جناب علی ( ع ) عباراتی را نقل نمود که ما را در این امر کمک نماید . ایشان در خطبه تطنجیه می فرماید :

« وَ الَّذى بَعَثَ مُحَمَّدا وَ اِبْراهیمَ، لاََقْتُلَنَّ اَهْلَ الشّامِ بِكُمْ قَتَلاتٍ وَ اىُّ قَتَلاتٍ، وَ حَقّى وَ عَظَمَتى، لاََقْتُلَنَّ بِكُمْ اَهْلَ الصِّفّینَ سَبْعینَ قَتْلَةً، وَ لاَءَرُدَّنَّ اِلى كُلِّ مُسْلِمٍ حَیاةً جَدیدَةً، وَ لاَُسَلِّمَنَّ اِلَیْهِ صاحِبَهُ وَ قاتِلَهُ اِلى اَنْ یَشْفِىَ غَلیلَ صَدْرِهِ مِنْهُ، وَ لاََقْتُلَنَّ بِعَمّارِ بْنِ یاسِرٍ وَ اُوَیْسٍ الْقَرَنِىِّ اَلْفَ قَتیلٍ، فَسُحْقا لِلْقَوْمِ الظّالِمینَ »

« سوگند به آن خدائی که محمد ( ص ) و ابراهیم ( ع ) را برانگیخت ، اهل شام را توسط شما به دفعات خواهم کُشت . به حق خودم و به عظمتم سوگند ، اهل صفین را به کمک شما هفتاد مرتبه خواهم کشت و به هر مسلمانی ، زندگی دوباره ای می بخشم و قاتلش را به او می دهم تا از او انتقام گیرد و سوز و گداز سینه اش را فرو نشاند . نیز در عوض عمّار یاسر و اویس قرنی ، هزار نفر را خواهم کشت . خداوندا ظالمین را از رحمتت دور بدار . »

از عبارات فوق چنین استفاده می شود که هر مرد از اصحاب صفّین ، ارزش لااقل هفتاد مرد و عمّار یاسر و اویس قرنی ارزش لا اقل هزار مرد جنگی را داشته اند که در مقابل خون آنها باید کشته شده و تلافی شوند . با این مقدمات و مطالبی که در خبر « مفضل بن عمر » در مورد رجعت از امام صادق علیه السلام منقول است و با توجه به اینکه در آنجا ذکری از خلیفه اول و دوم می شود ؛ چنین نتیجه می گیریم که گفتن هفتاد تکبیر بر بدن حمزه سید الشهدا از طرف رسول خدا ( ص ) خالی از اسرار و دلایل بسیاری نباشد .

بنابراین ، وقتی امام هادی علیه السلام در مورد زیارت جامعه با آداب خاصی می فرمایند که باید ابتداءً صد تکبیر گفته شود و اینکه به چه نحو و با چه وقار و طمأنینه گفته شود ، همه و همه دالّ بر عظمت این بزرگواران معصومین علیهم السلام می باشد .

البته ما اینجا اضافه می کنیم که اگر حضرت هادی ( امام دهم علیه السلام ) به صد تکبیر اکتفا فرموده اند ، ظاهراً قدرت و نیرو و فهم سائل و راوی خبر و همچنین میانگین استعداد بدنی و فهمی همه شیعیان را در طول تاریخ تا قیام قائم در نظر گرفته اند ؛ و گرنه برای زیارت این بزرگواران که مظهر اتَمّ « اللهُ اکبَرُ اَن یوصَفَ » می باشند ؛ زائرین باید الی الابد ، الله اکبر بگویند که ظاهراً حضرت به عدد صد اکتفا نموده و سخن را کوتاه فرموده اند .

ما نیز به نوبه خود در این استنتاج ها ، از امیر المؤمنین علی علیه السلام و سایر ائمه هدی علیهم السلام پوزش می طلبیم و عاجزانه می خواهیم که ما را مورد مغفرت و مرحمت خود قرار دهند .

 

پی نوشت :

1-      سهل بن حنیف ، در زمان خلافت ظاهری علی علیه السلام والی مدینه می شود . برادرش عثمان بن حنیف ، که حاکم بصره بوده است ، با طلحه و زبیر و عایشه برخوردهای اولیه جنگ جمل را تشکیل می دهد تا اینکه در همین برخوردها دستگیر شده و سر انجام به دستور عایشه موهای سر و صورت و ابروها و مژه هایش را می کَنند . ( نقل از کتاب اجتهاد در مقابل نص ، نوشته سید عبدالحسین شرف الدین ) .