تبلیغات
علی علیه السلام و زیارت جامعه کبیره
علی علیه السلام و زیارت جامعه کبیره

درباره وبلاگ

اساتید بزرگوار و گرامی . سلام علیکم . این وبلاگ صرفاً به شرح زیارت جامعه کبیره اختصاص دارد . و پست ها به ترتیب با هم مرتبط می باشد لذا هر خواننده ای که قصد مطالعه مطالب این وبلاگ را دارد برای نتیجه گیری ملزم به مطالعه مطالب قبلی نیز می باشد . یکی دیگر از ویژگی های این وبلاگ عنوان بندی و تقسیم بندی مطالب آن می باشد که هر خواننده ای می تواند بر اساس عناوین تحقیقات مورد علاقه خود را تهیه نماید . خدا رحمت کند زنده یاد دکتر عبدالعلی گویا را و طول عمر با عزت بدهد اساتیدم را که شاید راضی به ذکر نام خود نباشند . اللهم یا فاطر بحق فاطمه عجل لولیک الفرج

مدیر وبلاگ : مجید جعفری

آخرین پست ها

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

بخش دوم حقیقت صلوة - سلام / قسمت دوم

2- پایه و اساس شناختِ حدود و احکام

رسول خدا ( ص ) با مقدماتی جامعه مسلمین را در آن روز تاریخی ( غدیر خم ) برای ذکر و تکرار و یادآوری مهمترین مسأله اسلام که ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام باشد آماده می نماید و در ضمن ایراد خطبه ای ، طی پنجاه و سه فقره ، که همه بصورت « معاشرالناس » شروع می شود اسراری را بیان می فرماید .

در این خطبه ، تا فقره سی و هفتم در هر معاشرالناس ، همواره بُعدی از ابعاد ولایت علی ( ع ) و سایر ائمه هدی ( ع ) را معرفی می نمایند . سپس از معاشرالناس سی و هشتم ، اعمال عبادیِ مربوط به حج و تشریفات آن توصیه می شود که طی پنج شماره پایان می پذیرد .

مجدداً از معاشرالناس چهل و سوم ، وجود مبارک رسول خدا ( ص ) ضمن اینکه به صلوة و زکوة توصیه می فرمایند ، به صورت عبارات زیر ، رشته سخن را به سوی جناب علی ( ع ) و ولایت ایشان معطوف می دارند :

« معاشر الناس ، أقیموا الصلوة و اتوالزکوة کما أمرکم الله عز و جل لئن طال علیکم الأمد فقصّرتم أو نسیتم فَعَلِیٌّ ولیکم و مبیِّنٌ لکم الذی نصبه الله عز و جل بعدی و مَن خلقه الله مِنّی و مَن یُخبرکم بما تسئلون عنه و یبین لکم ما لا تعلمون » احتجاج ، ج 1 ، ص 156

« ای مردم ، نماز را به پا دارید و زکات دهید ؛ همانگونه که خداوند عز و جل شما را به انجام این فرائض امر فرموده است . پس اگر زمان بر شما طولانی شد و کوتاهی کردید و یا فراموش نمودید [ بدانید ] علی ( ع ) ولیّ شماست و بیان کننده [ احکام و حقایق قرآن ] برای شماست ؛ همان کسی که خداوند او را بعد از من منصوب فرموده و آن کسی که خداوند او را از من آفریده و همان کسی که به شما از آنچه سؤال می کنید خبر می دهد و برای شما آنچه را نمی دانید بیان می کند . »

بعد می فرمایند : « آگاه باشید که حلال و حرام ، بیشتر از آن است که من آن ها را شماره نموده و معرفی نمایم . اما بدانید همان کس که شما را امر به حلال و حرام می کند ، امر می نماید که دست از ولایت علی ( ع ) و سایر ائمه هدی ( ع ) بر ندارید . »

نا گفته نماند که .......

ادامه مطلب

شرح زیارت جامعه کبیره ، بخش دوم ، حقیقت صلوة _ سلام

 

مقدمه

زمانی که با احادیث اهل بیت ( ع ) و بخصوص احادیث صعب مستصعب مواجه می شویم ، و یا تأویل های اعظمی از آیات قرآن را مشاهده می کنیم ، با خود می اندیشیم که هر چند ظواهر دین باید به جای خود محفوظ باشد و بواطن را تنها باید به اهلش سپرد ؛ اما در عین حال شاید باز هم بتوان قلوب مستعدی را در میان خوانندگان این وبلاگ به سوی معارف بالاتری از محمد و آل محمد ( ص ) جلب و جذب نمود ؛ باشد که « وعاء » خود را برای « خیر » های بیشتری آماده نمود و « شرح صدر » گسترده تری را نسبت به قبول اسرار آل محمد پیدا نمایند .

پس به ناچار می بایست بعضی از نکاتی را که تا به حال بدین وضوح بیان نکرده ایم ، در این بخش به عنوان طلیعه ی شرح زیارت جامعه متذکر شویم ؛ چرا که برای پذیرش و اعتقاد کامل به مندرجات زیارت جامعه ، شرح صدری لازم است و ما امیدواریم ذکر این نکات آن زمینه را در ضمیر خوانندگان ایجاد نماید :

1-      صلوة

در قسمتی از خطبه نورانیه علی علیه السلام می فرمایند : « یا سلمان و یا جندب .... و یقیم الصلوة و هی ولایتی فمن والانی فقد اقام الصلوة و هو صعب مستصعب و یؤتی الزکوة و هو الإقرار بالائمة و ذلک دین الله القیم شهد القرآن أن الدین القیم الإخلاص بالتوحید و الاقرار بالنبوة و الولایة . فمن جاء بهذا فقد أتی بالدین »

« ای سلمان و ای جندب ... [ آن کس ] نماز را بر پا می دارد که ولایت مرا بر پا داشته است زیرا نماز [ در باطن ] ولایت من است . پس هر کس مرا دوست بدارد نماز را بپا داشته و آن ، بسیار سخت و دشوار است . اما [ آن کس که ] زکات می دهد [ در باطن ] یعنی اقرار به ائمه علیهم السلام می نماید و این ، دینِ استوار و پایدار خداست . قرآن گواهی می دهد : دینِ استوار و پابر جا ، اخلاص در توحید و اقرار به نبوت و ولایت است . پس هر کس اینها را انجام دهد دینداری نموده است . »

تنها جمله اول را که در ارتباط با مطالب ما در این بخش از وبلاگ است را متذکر می شویم :

ادامه مطلب

پایان بخش اول شرح زیارت جامعه کبیره ، مقدمه _ کثرت ذکر تکبیر _

در نماز میّت ، روش ما شیعیان به تبعیت از رسول خدا ( ص ) گفتن پنج تکبیر برای مؤمنین می باشد . ولی گهگاه و در صحنه هائی دیده شده که پیامبر ( ص ) و علی ( ع ) بر بعضی از اصحاب و یاران خود ، بیش از پنج تکبیر گفته اند . به عنوان نمونه ، رسول خدا ( ص ) بر حمزه سید الشهدا هفتاد تکبیر گفته و علی ( ع ) نیز بر سهل بن حنیف _ که از اصحاب بدر و از دوستان حضرتش می باشد ، و در نهج البلاغه نیز نسبت به ایشان و برادر ایشان مطالبی دیده می شود _ بیست و پنج تکبیر فرموده اند .

مطالب فوق ، ترجمه آزادی از احادیثی است که شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه نقل کرده است که متن آن را ذیلاً می آوریم :

" وَ كَبَّرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله علیه و آله عَلى حَمزَةَ سَبعینَ تَكبیرَةً وَ كَبَّرَ عَلِیٌّ صلوات الله علیه عَلى سَهلِ بنِ حُنَیفٍ خَمساً وَ عِشرینَ تَكبیرَةً وَ قالَ أبو جَعفرٍ صلوات الله علیه كانَ أمیرُ المُؤمنینَ یُكَبِّرُ خَمساً خَمساً كانَ إذا أدرَكَهُ النَّاسُ قالوا: یا أمیرَ المؤمنینَ لَم نُدرِكِ الصَّلاةَ عَلى سَهلِ بنِ حُنَیفٍ، فَیَضَعُهُ فَیُكَبِّرُ عَلَیهِ خَمساً حَتَّى انتَهى إلى قَبرِهِ خَمسَ مَرّاتٍ ". ( من لا یحضره الفقیه ، ج 1 ، ص 164 و 165 ، ح 468_ 470 )

« رسول خدا ( ص ) بر حمزه سیدالشهدا هفتاد تکبیر فرمود و علی ( ع ) بر سهل بن حنیف بیست و پنج تکبیر ، و امام باقر ( ع ) فرمود : امیرالمؤمنین ( ع ) پنج بار پنج بار تکبیر می فرمود [ بدین صورت که ] وقتی مردم خدمت آن حضرت می رسیدند و عرض می کردند : یا امیرالمؤمنین ، ما به نماز بر سهل بن حنیف نرسیدیم ، علی ( ع ) جنازه را بر زمین می گذاشت و بر او پنج بار دیگر تکبیر می فرمود تا اینکه به سر قبرش رسیدند و پنج بار این کار را انجام داد . »

لازم به تذکر است که این سؤال در موقعیت و مقامی از امام باقر علیه السلام پرسیده شده است که ظاهراً باعث شده ایشان این گونه پاسخ بفرمایند .

با این وجود ، کسی در زمان رسول خدا ( ص ) و همچنین در زمان ائمه معصومین علیهم السلام سؤال ننموده است که به چه علت بر حضرت حمزه هفتاد تکبیر گفته شده است . ولی ما می توانیم توجیه نمائیم که علت گفتن هفتاد تکبیر ، اجمالاً عظمت حضرت حمزه سیدالشهدا را می رساند . و در مورد سهل بن حنیف نیز شاید دلایل مشابهی وجود داشته باشد . ( 1 )

اگر خوانندگان عزیز در قضاوت عجله نکنند ، می توان از خطبه تطنجیه جناب علی ( ع ) عباراتی را نقل نمود که ما را در این امر کمک نماید . ایشان در خطبه تطنجیه می فرماید :

« وَ الَّذى بَعَثَ مُحَمَّدا وَ اِبْراهیمَ، لاََقْتُلَنَّ اَهْلَ الشّامِ بِكُمْ قَتَلاتٍ وَ اىُّ قَتَلاتٍ، وَ حَقّى وَ عَظَمَتى، لاََقْتُلَنَّ بِكُمْ اَهْلَ الصِّفّینَ سَبْعینَ قَتْلَةً، وَ لاَءَرُدَّنَّ اِلى كُلِّ مُسْلِمٍ حَیاةً جَدیدَةً، وَ لاَُسَلِّمَنَّ اِلَیْهِ صاحِبَهُ وَ قاتِلَهُ اِلى اَنْ یَشْفِىَ غَلیلَ صَدْرِهِ مِنْهُ، وَ لاََقْتُلَنَّ بِعَمّارِ بْنِ یاسِرٍ وَ اُوَیْسٍ الْقَرَنِىِّ اَلْفَ قَتیلٍ، فَسُحْقا لِلْقَوْمِ الظّالِمینَ »

ادامه مطلب

بخش اول ، مقدمه زیارت جامعه کبیره ، ادامه پست چرا بر میت پنج تکبیر گفته می شود ؟

 به هر حال ، موضوع این است که اگر ولایت علی ( ع ) و ائمه علیهم السلام نباشد ؛ صلوة ، صلوة نیست . زکوة ، زکوة نیست . صیام ، صیام نیست و بالاخره حج ، حج نیست .

و اگر بگوئیم اعمال عبادی در باطن امر می خواهد بگوید : اول علی ، آخر علی ، ظاهر علی ، باطن علی ، شمای بی انصاف با این همه دلایل می گوئید اینان غالی هستند . سوگند به خدا که این گونه نیست و ما خدا را به شهادت می گیریم که غالی نیستیم . ( 1 )

با این وجود ، باز قلم آن قدر سرکشی می کند و درد دارد و ناله سر می دهد و آن چنان بی تابی می کند که ناچاریم بگوئیم : اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا و غیبة امامنا و شدة الزمان علینا و وقوع الفتن بنا و تظاهر الاعداء علینا و کثرة عدونا و قلّة عددنا ( 2 )

خداوندا ، به تو شکایت می کنیم از فقدان پیامبرمان و از غیبت اماممان و از سختی زمانه بر علیه ما و وقوع فتنه ها بر ما و پشتیبانی دشمنان بر علیه ما و کثرت دشمنانمان و کمی تعدادمان .

اکنون برای خواننده عزیزی که خدایش توفیق داده تا این نوشته های پراکنده ما را _ که صرفاً درد دلی است و ناله جانسوزی _ بخواند ، یک قدم فراتر نهاده و عبارت علی ( ع ) را که می فرمایند : « اَنَا صَلوةُ المؤمنینَ و صیامُهُم » ( 3 ) یادآور شده می گوئیم :

ادامه مطلب

بخش اول ، مقدمه زیارت جامعه کبیره ، چرا بر میت پنج تکبیر گفته می شود ؟

خبر مهم و گرانقدری را از حضرت صادق علیه السلام در اینجا نقل می کنیم که بیان کننده علت گفتن پنج تکبیر در نماز میّت بر مؤمنین است :

« و العلة التی من اجلها یکبر علی المیت خمس تکبیرات ان الله تبارک و تعالی فرض علی الناس خمس فرائض ، الصلوة ، و الزکوة ، و الصوم ، و الحجّ و الولایة . فجعل للمیت عن کل فریضة تکبیرة » ( من لا یحضره الفقیه ، جلد اول ، ص 164 )

علتی که به موجب آن بر میت پنج تکبیر گفته می شود ، این است که خداوند تبارک و تعالی پنج فریضه را بر مردم قرار داد : نماز ، زکات ، روزه ، حج و ولایت و به جای هر فریضه ، یک تکبیر بر میت مقرر فرمود .

اما علت اینکه ، چرا اهل سنت در نماز میت خود به جای پنج تکبیر ، چهار تکبیر می گویند ، از حدیث زیر روشن می شود :

« علة التکبیر علی المیت خمساً انه اخذ من کل فریضة تکبیرة للمیت من الصلاة و الزکاة و الحج و الصوم و الولایة و العلة فی ترک العامة تکبیرة انهم انکروا الولایة و ترکوا تکبیرها » ( بحارالانوار ، ج 78 ، ص 395 ، ح 61 ، به نقل از علل الشرایع )

علت گفتن پنج تکبیر بر میت این است که خداوند در برابر هر فریضه که عبارتند از نماز و زکات و حج و روزه و ولایت ، یک تکبیر بر میت قرار داده است و علت اینکه عامّه ( اهل سنت ) یک تکبیر را کم کرده اند ، این است که آنها منکر ولایت هستند ؛ لذا تکبیری را که به عوض ولایت است رها کردند .

اکنون ببینید که این حضرات ائمه معصومین ( ع ) چقدر شیرین و زیبا و لطیف حقایق دین رسول خدا ( ص ) را برای ما بیان می فرمایند . ببینید سِرِّ پنج تکبیر در نماز میت بر مؤمنین و چهار تکبیر در نماز میت بر منافقین و عامّه چگونه توسط « امام مبین » توضیح داده می شود .

پروردگارا این بیان معجز نظام امام صادق ( ع ) را چه کسی و چه مقامی می تواند ارزشیابی کند . خدایا ، ولایت علی عالی عمرانی در همه جا بر سر ما سایه انداخته است و ما قدر این ولایت را ندانسته و آن گونه که باید و شاید فهم و درک این حقایق و تطبیقات امام همام را نمی کنیم .

حال اگر به ادامه خبر « بُنِیَ الإسلامُ عَلی خَمسٍ » دقت کنیم که می فرمایند : « وَ لَم یُنادَ بِشَی ءٍ کَما نُودیَ بِالوِلایةِ » ( 1 ) می بینیم آن قدر که به ولایت دعوت شده ایم ، به آن چهار فریضه دعوت نشده ایم .

بنابراین اگر بگوئیم که در چهار ستون اولیه _ با مقدمات فوق _ مؤمن و منافق شریک هستند و این « ولایت » است که معرّف تشخیص مؤمن از منافق می باشد ؛ آن وقت من و شمای بی انصاف حاضر نیستیم یک نتیجه واضح و برهنه را بپذیریم ....

پی نوشت:

1-      عبارت « وَ لَم یُنادَ بِشَی ءٍ کَما نُودیَ بِالوِلایةِ » با یک دید در ارتباط با خطبه غدیریه رسول اکرم محمد مصطفی ( ص ) می باشد که در وقعه غدیر خم به گونه ای برای معرفی شخصیت علی علیه السلام ( پس از ذکر فرائض اولیه ) ندا در داده است که باید اذعان نمود : « وَ لَم یُنادَ بِشَی ءٍ کَما نُودیَ بِالوِلایةِ » (( و ندا داده نشده به چیزی ، آن گونه که به ولایت ندا داده شده است )) .  

 
  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3